تبلیغات در اینترنتclose
جوک های عربی
یکشنبه 25 آذر 1397 - 12:45 بعد از ظهر
اعلانات
بهترين حالت نمايش در مرورگر فايرفاکس و کروم

نام کاربری : پسورد : یا عضویت | رمز عبور را فراموش کردم


صفحه اصلی / انواع جوک های باحال / جوک های عربی
جوک های عربی
تعداد بازدید : 11258
jangande آفلاین



ارسال‌ها : 166
عضویت: 6 /11 /1392
تشکرها : 7
تشکر شده : 11
جوک های عربی
فحش های عربها:

از جلوی چشمام خفه شو!

کثافت مرض!

پاتو از روی بوق بردار!

گردن درازی می کنی!

زبون کلفت!

از عربه می پرسن شما از چه سنی کیرتون رشد می کنه که اینقدر بزرگ میشه ؟
میگه : ما از همون اول کیریم ! به مرور زمان دست و پا در میاریم !!!

آباداني با ماشينش مي ره تهران تاير ماشينش پنچر مي شه پيشش مي شينه مي گه آخ جون هواي شهرمون



از حجله عربه صداي جيغ مياد بيرون، همه دست ميزنند و كل مي‌كشند. عربه مياد بيرون و ميگه: چه خبرتونه؟ تازه نشونش دادم

عربه ميره داروخونه، ميگه: ولك يك بسته كاپوت بده. طرف ميگه: چه سايزي؟ عربه ميگه: من سايز مايز حاليم نيست، يك بسته كاپوت ميخوام! خلاصه بعد از يك ربع كلنجار، آخر قرار ميشه آقاي دكتر يك دست به معاملة طرف بزنه و سازش رو در بياره، فقط به شرط اينكه روشو اونور كنه تا عربه خجالت نكشه!! خلاصه جناب دكتر معاملة آقا رو ميگيره دستش، داد ميزنه: پسر يك بسته كاندوم سايز 2 بيار.. نه نه واستا.. يك بسته كاندوم سايز 3 بيار... نه نه..سايز 4.... پسر يك دستمال بيار

عربه نمي دونسته توي حجله چه كار بايدبكنه رو همين حساب عبود يه موبايل بهش ميده تا با اون بتونه راهنماييش كنه . خلاصه وقتش كه مي رسه عربه زنگ مي زنه و مي پرسه چه كار كنم ، عبود هم بهش ميگه اول لختش كن بعد بيا ازش لب بگير و بيا پايين تا برسي به سينه . اونجارو كه مالش دادي مياي يك وجب پايين تر از ناف يه سوراخي هست درسته ؟ عربه هم ميگه آره . ميگه حالا اوني رو كه من و تو داريم و خديجه نداره بكن تو اون سوراخ . عربه هم موبايل رو ور ميداره ميكنه تو اون سوراخ

عربه سوار تاكسي ميشه، ميشينه كنار يك دختره آخر تيكه. يك مدت ميگذره، برميگرده به دختره ميگه: ببخشيد خواهر، يك سوال جنسي داشتم! دختره ميگه:خفه شو كثافتِ نكبت! باز يك مدت ميگذره، باز عربه ميپرسه: ببخشيد، ميتونم يك سوال جنسي بپرسم؟! دختره ميگه: گمشو سوال جنسي رو برو ازون ننة قحبت بپرس! خلاصه عربه اونقدر گير ميده تا آخر دختره حوصلش سر ميره، ميگه: بپرس ببينم چه مرگته؟! عربه ميگه: شرمنده خواهر، جنس اين شلوارتون چيه؟

عربه ميره آزمايش خون بده، پرستاره هرچي مي‌خواسته با سرنگ خون بكشه، نمي‌تونسته. بالاخره مجبور ميشه انگشت سبابه يارو رو سوراخ كنه تا خون بياد، ولي باز خوني در نمياد. بالاخره مجبور ميشه با دهن يك مك بزنه تا يكم خون بريزه رولام. عربه خيلي خوشش مياد، ميگه: ببخشيد خانم فردا دوباره شما ازمايش ميگيريد؟ پرستار ميگه: چطور مگه؟ عربه ميگه: آخه فردا من آزمايش ادرار دارم



عربه هي ميگوزيده، بعدش يك ليوان آب ميخورده. ازش ميپرسن: چرا هي بعد از گوزيدن آب ميخوري؟ ميگه: ولك، اگه آب نخورم كه گرد و خاك ميشه!



يه روز مسابقه ميزارن هر کي بتونه يه خر و هم بخندونه هم گريه اونو در بياره!!هيشکي نميتونه!!!. يه عربه مياد هم مي خندوندش هم گريشو در مياره ازش ميپرسن چطوري اين کارو کردي؟!! ميگه بهش گفتم ماله من از ماله تو بزرگتره!!!خره خندش گرفت!!بعد در آوردم بهش نشون دادم گريش در اومد!!



به عربه ميگن زن رو تشبيه كن، ميگه: ولك زن مثل باغچه ميمونه... صبح آبش ميدي، ظهر آبش ميدي، شب هم شيلنگ رو ميندازي توش تا صبح آب بخوره

يه روز يه آباداني عينك ريبون زده بود اما يه شيشه نداشت بهش ميگن اين چه عينكيه زدي؟ميگه ولك توي تَركم

سه نفر هندي و يك عرب از هواپيما پياده شده و وارد فرودگاه نيويورك شدند و شروع كردند به پر كردن فرمهاي اطلاعات شخصي يكي از سوالات اين بود: Sex? (يعني جنسيت؟) هندي 1: هرگز نداشته‌ام ولي بدم هم نمياد! هندي 2: فقط يه بار اونم وقتي بچه بودم! هندي 3: انشاءالله بزودي چون دوست دخترم در آمريكاست. مرد عرب هم جواب داد: بله. اينجا بود كه كفر مأمور فرودگاه درآمد و با عصبانيت به مرد عرب گفت: بله يعني چي!؟ مرد يا زن!؟ آقا عربه با خونسردي گفت: فرقي نميكنه هر دو جورش رو دوست دارم!

يه بار از يه عرب مي پرسن : اگه همه دنيا رو بهت بدن چكار ميكني ؟ ميگه : ميفروشم . ميرم كويت!!!



يه باربه يه آباداني و اصفهاني وتهراني مي گن كه كي ماهي بزرگ گرفته.اصفهاني ميگه من ماهي 18 متري گرفتم. تهراني ميگه19متري.آباداني ميگه10متري.بهش ميگن اينكه از همه كوچيكه.ميگه:ولك چشاش اينقدره......





یک دفعه به یه آبادانی می گن با مخابرات جمله بساز آبادانی گفت مخا برات برقصم

به يه عربه ميگن: بزرگترين آرزوت چيه؟ يارو ميگه: تنها آرزوم اينه كه يه روز صبح قبل از آلت تناسلي‌ام از خواب بيدار بشم

يه روز مسابقه ميزارن هر کي بتونه يه خر و هم بخندونه هم گريه اونو در بياره!!هيشکي نميتونه!!!. يه عربه مياد هم مي خندوندش هم گريشو در مياره ازش ميپرسن چطوري اين کارو کردي؟!! ميگه بهش گفتم ماله من از ماله تو بزرگتره!!!خره خندش گرفت!!بعد در آوردم بهش نشون دادم گريش در اومد!!



عبود و جاسم ميرن توالت عمومي ، عبود از اين دستشويي ميگوزه جاسم از اون دستشويي يك دفعه عبود داد مي زنه مي گه جاسم اومدي دستشويي يا اومدي با من بحث كني



یه کوسه یه آبادانی رو می خوره میره پیش باقی کوسه ها می گه مو نهنگم!



یه آبادانیه داشته تو دریا غرق می شده عینک آفتابیش رو در می یاره می ذاره رو دمپایی ابریش میگه: کـا ! تو خودتو نجات بده فکر من نباش



از آباداني يه مي پرسن: (قدس سره) يعني چه؟آباداني يه بعد از کلي فکر کردن مي گه : يه چيزي توي مايه ي دمت گرم



تو بندر عباس مار ماهي ميگيرن تو دبي عربه مي افته تو دريا



آبادانيه مي خواسته بره خواستگاري، ديرش شده بوده حواسش پرت مي شه شلوارش رو پشت و رو مي پوشه و با عجله مي دوه تو خيابون، يهو يك ماشين مياد مي زنه درازش ميكنه وسط خيابون. رانندهه مياد بالا سرش، مي گه: طوريت كه نشده؟ آبادانيه يك نگاه به سر تا پاش مي كنه، چشمش مي افته به شلوارش، مي گه: چي چيو طوري نشده، ولك زدي حسابي پي چوندي!



چهارتا آباداني مي خواستند از مرز خارج بشن, تصميم مي گيرند پوست گوسفند بپوشند و قاطي گوسفندها با گله حركت كنند. درست در لحظه اي كه مي خواستند از مرز خارج بشن, نيروهاي انتظامي فرياد مي زنند: آهاي اون چهارتا آباداني بيان بيرون از گله. آنها با تعجب خارج ميشن و مي‌پرسند شما از كجا فهميدين كه ما آباداني هستيم؟ مامورا مي‌گن: از اونجايي كه گوسفندها عينك ري بن نمي‌زنند.

آبادانيه رو برق ميگيره، ميگه: ولك ولم كن تا ولت كنم!

يه ماره ميره تو شرت عربه، ميگه: رخصت پهلوون
سه شنبه 08 بهمن 1392 - 01:23
ارسال پیام نقل قول تشکر گزارش






برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


moisrex
کپی برداری از مطالب انجمن تنها با ذکر منبع مجاز و همگام با شرع میباشد